بزودی خانه بوم گردی در قلعه تاریخی دولت آباد

بزودی خانه بوم گردی در قلعه تاریخی دولت آباد . خانه ای برای آنها که شبهای کویر را درون یک بوم  تاریخی به مهمانی خانه ای گلی  مشتاقند. خانه بوم گردی حاج باقر در روستای تاریخی قلعه دولت آباد بزودی برای مشتاقان

 

اولین کتاب و منبع رسمی تاریخی درباره روستای دولت آباد نیزار قم بزودی رونمایی میشود. بیش از 200 صفحه عکس تاریخی و کمیاب با تاریخ شفاهی خواندنی درباره قلعه دولت آباد

پژوهشگر و مولف: عبدالله باقری دانش آموخته دکتری جامعه شناسی

به روستا و آبادی پدری خوش آمدید

 سلام دوست عزیز. من از تورنتو کانادا به شما ایمیل میزنم
من نوهٔ مشهدی ابوطالب دلاوری از حسن آباد هستم.
ممکن هست فرشید کدخدازاده رو شما بشناسید، پسر عمه من هست
وبلاگ شمارو دنبال می‌کنم، ممنون از عکسها و نوشته های شما، برای من خاطراتِ زیادی رو زنده کرد در غربت
ممکن است از شما خواهش کنم چند عکس هم از حسن آباد بگذارید
همیشه سلامت و موفق باشید ...  حسام دلاوری

 

 

 یادشان بخیر. از راست به چپ: محمد راهجردی. مرحوم حاج سلطان عی حاج باقری. معلم وقت روستا. حاج علی حسین راهجردی. مرحوم کبلایی احمدی. مرحوم آق اسماعیل شیرازی. عباس حاج محمد علی خدا بیامرز. سفر عجب گل

...

این روزها .. بعد از عاشورای 93 و دولت آباد


سلام خوبان . سلام عزیزان جان. شبهای پاییز و زمستان در پیش رویتان پر از صدای خنده و شادی و آرامش برایتان و خدا پشت و پناهتان . لطفا مطالب ذیل رو دقت کنید:

1. برای حضور گرم و فعالتون در مراسم شبهای تاسوعا و عاشورا از همه ی شما تشکر میکنم.

2. ان شاالله سیدالشهدا در روز ورود به قیامت شفاعت ما را نزد خداوند رحمان انجام دهد

3. محمود خورموزی فرزند مش جعفر یزدی فریدون آبادی در روز سوم شهادت امام حسین (ع) در وقت انجام نذری حلیم برای سوم امام حسین(ع) با حمله قلبی روبرو شد و به دیار باقی شتافت.روحش شاد.

نکته: زندگی آنقدر ابدی نیست که مهربان بودن با اطرافیان و مردم را به فردا موکول کنیم. امام علی (ع) . دوستتان دارم تمام شما دولت آبادیهای عزیز و مردمان ایران را.

4. پدر همسر جناب علی مشهدی امیدعلی(باقری) نیز به رحمت خدا رفت. روحشان شاد.

5. اکنون که من دارم اینها را مینویسم و تو آنها را میخوانی و با سلامتی کامل نفس میکشی ، بسیاری آدمیان در بستر بیماری و یا ناخوشی هستند. پس دست از شکایت بردار و خداوند را شکر کن. الحمدلله رب العالمین.

6. و اما کتاب * دولت آباد در قاب تصویر*

این کتاب حاصل دو سال جمع آوری مطالب. تاریخچه. عکسهای گذشتگان و مرحومان اقوام من و شما. عکسهای مناسبتهای مذهبی در چند سال اخیر . خاطرات بعضی بزرگان درگذشته و یا زنده در روستا ، اصطلاحات و کلمات مورد استفاده در روستا و معرفی کارآفرینان روستا. تحصیل کردگان روستا و ... می باشد و مجموعه ای کامل و یادگاری برای هر خانواده می باشد.

برای تکمیل و مشارکت در پربار تر شدن این کتاب و برای کیفیت بهتر صحفه خانوادگیتان، هر گونه عکسهای طبیعی از پدر بزرگها و پدران و نیاکان و مادربزرگهای خود و یا در باغات و ... دارید

به ایمیل من : a_baghere20@yahoo.com  بفرستید و یا در برنامه واتساب در موبایلتان به شماره همراه 09123513261 ارسال نمایید .

هر گونه خاطره با نقل از نام گوینده آن و اطلاعات تاریخی از روستا و .. را ارسال نماییید


غمها و عاشقانه های روستای دولت آباد در این روزها

اول شهریور 93 . شب هفت مرحومه دوشیزه فاطمه علیمردانی ( علیجان) و شام آبگوشت در مسجد 

محل خاکسپاری

شب هفت مرحومه دوشیزه فاطمه علیمردانی ( علیجان) و شام آبگوشت در مسجد

 شب هفت فاطمه علیجان

........................................................................................................................

سلام به شما عزیز و گرامی . شما که به نوعی همولایتی بوده یا بوی مهربانی میدهی. بوی روستا و زادگاه پر خاطره مان را. بهار به پایان رسیده و تابستان با گرمای خویش فرا رسیده است.

ماه مبارک رمضان فرا رسیده است.

الهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا و علیک توکلنا آنک انت سمیع العلیم و الغفور و رحیم . روزه ها و بندیتان مقبول خدای هستی و رضایت او باد .

عزیز و یکی دیگر از بزرگان روستا، از مردان قدیم. مردان باغ و جوی آب و کار از میان ما رفت . روحش شاد حاج محمد علی کدخدازاده فرزند نورآقا. روزی نوبت ما خواهد رسید . روزی . روزی .. و نمیدانیم کی. چه زمان ؟ چه ساعتی ؟ کجا و چگونه؟

 

برای همدیگر دعا کنیم و مهربان باشیم. دریغ نکنیم دوست داشتن دیگران را. محبت را . لبخند را و بزرگترها را . شاید وقتی دیگری نباشد . حتی بغضها هم آن زمان دیگر فایده ای ندارند.

همین هفته پیش بود که جوانی از روستا لباس ازدواج و زندگی را بر تن کرد و شروع فصلی تازه در زندگیش رقم خورد . آرزوی خوشبختی و تبریک برای ایشان .

 و چند روز بعد کس دیگری از میان ما رفت . شاید بسیاری بی خبر از اطراف خود هستند. آدمها می آیند و میروند . کاش خاطره ای بماند که ته آن لبخند و یا بغضی از سر احترام باشد.

 

سلام

 تا که بودیم نبودیم کسی .. کشت ما را غم بی هم نفسی .. تا که مردیم همه یار شدند .. تا که خفتیم همه بیدار شدند ... دوستت دارم . نقاشیهایت را کشیده ام .

تصویرها و یادها

 

سلام به خوبان دولت آبادی و همشهریان عزیز

برای یاد گذشته ها برای ما بنویسید اینها چه کسانی هستند و اگر فیلم یا عکس در آلبوم خانوادگی خودتان از افراد . باغها . مراسمها و مکانهای روستا در گذشته ای دور دارید برای وب سایت روستا ایمیل کنید تا دیگران ببینند و شما در خاطره سازی دیگران شریک باشید ایمیل a_baghere20@yahoo.com

عید نوروز باستانی . در بهار فاطمی خجسته باد

یا مقلب القلوب و الابصار. یا مدبر اللیل و النهار .

یا محول الحول و الاحوال.حول حالنا الی احسن الحال

         حضرت امام صادق علیه السلام به معلى بن خنیس فرمودند :

چون روز نوروز شود غسل کن و پاکیزه‏ترین جامه‏ هاى خود را بپوش و به بهترین بوهاى خوش خود را خوشبو گردان

بهاریه : ديگر نفسي نمانده و نه راهي ديگر ... دوباره به پايان ميرسيم و دوباره آغاز يك شروع ! مسافر بي روح « زمستان » بار سفر را بسته و طراوت بهار جايش را ميگيرد. به همين سادگي ! و پشت سرمان جز آهي و افسوسي نمي بينيم ، هر روزمان بايد بهتر از ديروزمان مي بود . بود ؟

همت بلند دارید ای اهالی . ای همولایتی . دست در دست هم دهیم به مهر. موطن خود را کنیم آّباد. نسل آینده از ما درس خواهند گرفت.

برای شادی روح همه ی رفتگام روستا ، طلب رحمت و مغفرت از خدا کرده و برایشان فاتحه بخوانید



بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم


چند وقتی بود که فرصت کافب برای مطالب یا درج خبر تازه نداشتم .
اما خبر تاسف برانگیز درگذشت دوست عزیزم و جوان برومند همولایتیمان حمید سراجی ( چراغی) فرزند رضا نوه ی مرحوم مشهدی حسین و مشهدی اسماعیل گل بس خدا بیامرز ، مرا سخت برآشفت . روحش شاد و خداوند این غم سنگین برای پدر و مادر و همسر عزیزش رو سبک و با آرامش برایشان بگذراند.
از همین جا مجددا به برادرانش . خواهران عزیزش . مادر صبورش و پدر زحمتکشش این غم بزرگ رو تسلیت میگویم
.
.
در ضمن درگذشت خانم مش فاطمه علیمردانی همسر مرحوم مش فتح الله رو هم تسلیت می گویم

... و عاشورایی دیگر در دولت آباد


اب الکرم حسین . عشق عالم حسین . آقا بازم بده . اذن حرم حسین
ثارلله یا حسین . ثارلله یا حسین . ثارلله یا حسین . ثارلله یا حسین


چقدر هوای عاشورا دارد دلم و چقدر جای همشهریان عزیزم خالی بود . باز هم شب تاسوعا شد و باز هم پیاده روی و زمزمه شب تاسوعاست امشب کربلا غوغاست امشب و روانه امامزاده ساریه خاتون شدن . . . باز هم شب و صبح عاشورا و نخل گردانی و غذاهای نذری و بوی آبادی و یاد کسانی که در میان ما نیستند .




برای دیدن عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

آخرین قابهای یک مرد در چهار تصویر

یاد باد .. آن روزهای بی کسی هم یاد باد. یاد مردان گذشته یاد باد.

خوشا آنان که امروز با یک شاخه گل و لبخند می آیند کنارم .. مرا فردا چه سود از تاج گلها بر مزارم  ..

همولایتی . هم روستایی . دولت آبادی عزیز که دوستتان دارم فراوان . قدر یکدیگر بدانید

مش روح الله در سال 1383

مش روح الله در سال 1385

مش روح الله در سال 1388

.... و مش روح الله در عاشورای امسال . آخرین توسلها و توکلهای . به خدای بزرگ . به حسین (ع)


خبرهای و عکسهایی از جوی آب روستای دولت آباد

به همت انجمن خیریه روستا که در ماه گذشته خبر آن رو اعلام کرده بودیم و تلاش تعدادی از دلسوزان و علاقمندان به کار خیر . مسیر 600 متری جوی آب روستا در سینه ی کوهها و کالهای قدیمی که طبق قانون اجرای آن بعهده ی اهالی روستا گذاشته شده بود ، با بازدیدهای متعدد و بررسیهای لازم و انتخاب پیمانکار  اجرای عملیات سیمانکاری آن آغاز شده و با برآوردهای مشخص برای

هر رعیتی ( کشاورز ) مبلغ 300/000 تومان سهم سیمانکاری میباشد که لازم است

به شماره حساب 11109800 بانک پاسارگاد شعبه ی بلوار امین قم بنام انجمن خیرین قلعه ی دولت آباد و یا شماره حساب 1536674752 بانک تجارت شعبه ی صفاشهر بنام انجمن دولت آباد  واریز نماید.

.

نکته ی مهم:  از همه ی فرزندان خانواده های روستا و یا پدر و مادرهای عزیز و علاقمندان به اباد شدن میراث پدری برادرانه تقاضا میشود این فرصت را از دست نداده و با همدلی و همکاری نسبت به این مهم اقدام نمایند.

در صورت عدم واریز سهم هر کشاورز ، آن فرد قطعا ، شرعا و قانونا حق استفاده از آب  را نخواهد داشت و مسولیت شرعی آن بعهده ایشان میباشد. و آنها که صادقانه در حال پیگیری و انجام این کار هستند قانونا از استفاده ی افرادی که همکاری نمیکنند جلوگیری خواهند کرد.

بوی بهار می اید . بوی عیدی . بوی نون تو سفره ی مادر بزرگ

1.  بوي بهار مي آيد. بوي عيدي ! @ چند روزي نيستم ( شايد )! ، نشاني مرا از گلهاي آفتابگردان کنار جاده ها بپرسيد !

2. ديگر نفسي نمانده و نه راهي ديگر ... دوباره به پايان ميرسيم و دوباره آغاز يك شروع ! مسافر بي روح « زمستان » بار سفر را بسته و طراوت بهار جايش را ميگيرد. به همين سادگي ! و پشت سرمان جز آهي و افسوسي نمي بينيم ، هر روزمان بايد بهتر از ديروزمان مي بود . بود ؟

3. باور كنيم تنها « لبخند » است كه مي ماند و ياد خويشان و دوستان . دريغ نكنيم لبخند را تا دلهامان هميشه بهاري بماند

وقت تحویل سال، همه اعضای خانواده در خانه های خود گرد هم می آیند و در کنار سفره نوروزی می نشینند. شمع ها یا چراغ های خانه را پیش از تحویل سال روشن می کنند و سکه هایی لای قرآن می گذارند.

پس از تحویل سال، همه اعضای خانواده به یکدیگر عید مبارکی می گویند. آنگاه بزرگ خانواده دعای تحویل سال رامی خواند و دیگران آن را تکرار می کنند و سپس بزرگ خانواده قرآن رامی گشاید و هفت سوره یا هفت آیه از قرآن را که با کلمه سلام آغاز می شود، می خواند. باخواندن این آیات، آفت ها و بلاهای آسمانی و زمینی و ابلیس و شیطان را از محیط خانه و خانواده دور می کنند و سلامت و آرامش را به خانه در سال نو می آورند. آنگاه به رسم تبرک، بزرگ خانه به هر یک از اعضای خانواده سکه ای که آنها را در لای قرآن گذاشته است می دهد. در این هنگام دهان خود را با شیرینی سفره نوروزی شیرین می کنند ..

یا مقلب القلوب و الابصار. یا مدبر اللیل و النهار . یا محول الحول و الاحوال.حول حالنا الی احسن الحال

حضرت امام صادق علیه السلام به معلى بن خنیس فرمودند : چون روز نوروز شود، غسل کن و پاکیزه‏ترین جامه‏هاى خود را بپوش و به بهترین بوهاى خوش خود را خوشبو گردان ..

یادمان آنهای که با ما بودد در نزدیک روزهای گذشته . و اکنون نیستند.یادشان گرامی.

خبرهای و عکسهایی از جوی آب روستای دولت آباد را در ادامه مطلب ببینید

ادامه نوشته

تنها خدا می ماند و بس.

زیر این گنبد مینایی .. چاره ای نیست جز شکیبایی .آری از قسمت نمیباید گریخت

 

شاید هیچ چیز سخت تر از ناکامی نباشد برای انسان و برای هر پدر و مادری از دست دادن یک جوان.    جوان ناکام . ( ناکام) و چه می دانیم که ناکامی چیست. ؟ !! سالها زحمت و تلاش و هزینه و نگرانی    و مراقبت و ناگهان از دست رفتن و رفتن.... خدای من . خدای همه ی ما ، چاره ای نیست جز       شکیبایی و تنها امید به رضا و حکمت تو داریم و فقط سکوت و حسرت و اینجا تنها ( فراموشی ) بزرگترین نعمت   تو بداد ما می رسد تا بشود این زخم را از ذهن بیرون کرد و گر نه .. از دست دادن جوان ناکام بسیار سخت است.

خانواده ی محترم باقری . عمو حسین عزیز و ساده و بی آلایش و جناب رضای باقری دوست عزیز    دوران جوانی و همشهری خوب ما . تسلیت سامانه ی دولت اباد و همشهریان خود را بپذیر و امیدوارم    خدا به شما صبر دهد خانم جوان ( طاهره باقری ) را رحمت و مغفرت بخشد.

کمی خاطره . یک فنجان چای و کمی اشک شاید


یاد باد آن روزگاران یاد باد .
 همشهری عزیز . دوست نازنین . شاید این عکسها شما را متاثر کند و شاید هم اصلا کسی در عکسها را نشناسی . هر چه هست لطفا به دوستان واشنایان خبر بده تا آنها ببیند قطعا برایشان جالب خواهد بود. بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم . واقعا برای من بنویسید که اسامی کدام یک را و در کدام ردیف میدانی و میشناسی. و چنانچه سوالی دارید حتما ایمیل خود را بگذارید تا با شما عزیز جان ارتباط داشته باشم..... عکسها 1366 و 1369







این عکس در کدام کوچه و خانه و چه کسی بوده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آه  خدای من

حرف من . حرف آخر: چه کسی می گوید گرانی شده است ! دوره ی ارزانیست ! دل ربودن ارزان ! دل شکستن ارزان ! آبرو قیمت یک تکه ی نان ! و دروغ از همه چیز ارزانتر ! قیمت عشق چقدر کم شده است ! کمتر از آب روان ! .. و چه تخیف خورده ، قیمت هر انسان.

حرف ما قبل آخر : تو که نمی آیی ، تاج و تختی برای خودش به هم می زند دلتنگی ... ای جان

دولت آباد و رویدادهای دیماه . یلدا . اربعین . انجمن خیریه ی قلعه ی دولت اباد


اول : انجمن خیریه قلعه ی دولت آباد:

شاید برای شما عزیزان باورش سخت باشد و شاید با جمله ای زیر لب چه خوب یا بد ، عکس العمل نشان داده یا بی تفاوت رد شوید . !!!!!
اما باور کنید و با گرمی استقبال کنید . هنوز در این دنیای بی رحم و سخت ، هستن آدمهایی که با نیت خدا پسندانه و خیر برای گرامیداشت یاد نیاکان خود و آرامش روح رفتگانشان و کمک به آبادی و همشهریان خود آستین همت بالا زده و با ایجاد یک انجمن دارای صندوق قرض الحسنه ، برای انجام کارهای عام المنفعه و رفع مشکلات مالی همشهریان خود و یا مسجد روستا پیشقدم شده و هم قسم شده اند برای رضای خدا و باقیات و صالحات خود قدمی ماندگار بردارند.



انجمن خیریه قلعه ی دولت اباد همزمان با روز اربعین و شب جمعه 14 دیماه در مسجد روستا تشکیل
و افراد مشتاق و علاقمند و بدون چشمداشت در آن عضو شده و از میان خود بعنوان موسس آن آقایان
علیرضا کدخدازاده پسر حاج غلامرضا ، حاج حیدر علیمردانی ، مسلم باقری ، امیر علیمردانی هیت مدیره و آقایان علی باقری و عباس علیمردانی بعنوان بازرس انتخاب شدند و صاحبان امضا نیز جهت معرفی به بانک و افتتاح حساب نیز با اکثریت آرا انتخاب گردیدند. در ضمن آقایان محمد راهجردی . محسن علیمردانی . علیرضا امیری و تراب احمدی نیز بعنوان عضو هیت امنا معرفی شدند.

در همین راستاشماره حساب 11109800 بانک پاسارگاد شعبه ی بلوار امین قم بنام انجمن خیرین قلعه ی دولت آباد جهت واریز هرگونه وجوهات نقدی و نذورات همشهریان عزیز افتتاح گردید . و به زودی جهت پرداخت وام و یا مساعدتهای لازم به همشهریان با ابلاغ فراخوان اقدام خواهد شد.

دوم یلدا : جای همگی شما همشهری عزیز که در تهران یا قم یا دلیجان یا محلات و یا در لندن
در جمعه ی دوم دیماه در روستا خالی بود . زمستان و برف و برف روبی . وقتی در صبح آفتابی زمستان
روز جمعه به ابتدای جاده ی شرکت گاز رسیدم ، صحنه ی زیبا و خاطره انگیزی جلوی چشمان من بود.
 برف تمام بیابن و دشت را پر کرده بود و تا چشم کار میکرد سفیدی و زیبایی.

به روستا که رسیدم داخل قلعه و کوچه ها برف بود . برفی که نشان از پارو شدن پشت بامها و
حیاط خونه داشت . یاد گذشته ها بخیر. افسوس که دوربین عکاسی همراهم نبود . اما برای لذت
 بیشتر سوار بر ماشین به سمت راوه رفتم . جای شما خالی . برف. برف. سگها و مردمان سختکوشش. از موبایل یک راوه ای عکسی بلوتوث شد برایم و آن را اینجا میگذارم تا لذت ببرید.



یا شب یلدا و شبهای کرسی و انار و آجیل و تخمه با پدر بزرگا و مادر بزرگا و ننه باباها.
آه ، روزهای در خاطره مانده. آه شبهای یلدا در زیر کرسی ننه ها. عمرتون قد یه دنیا . دلاتو مثل
یه دریا توی این شبای یلدا . نخورید یه دفعه سرما ....
سوم اربعین : و باز یک اربعین دیگر گذشت و باز غم و اندوه و ماتم برای عاشقان حسین.
همانطور که با پیامک به اطلاع شما رسیده شده بود، دسته ی مشترک دولت آباد و علی آباد و حسین آباد راس ساعت هشت و نیم صبح از میدان مطهری قم به سمت حرم حضرت معصومه (س) حرکت کردند . متاسفانه با کمی بی برنامگی و عجله دسته زود حرکت کرده بود و بسیاری نیز در میانه راه رسیدند و خود بنده نیز بدلیل پیدا نکردن جای پارک دیر رسیدم !!!!

خبر تازه خبر تازه خبر تازه ....


با تلاشها و پیگیریها و حضور در جشنواره برترین آیینهای مذهبی کشور سرانجام
در آذر ماه 1391 ،
آیین نخل گردانی روستای تاریخی دولت آباد ّبا عنوان آیین تاریخی
 
و برتر ، در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.



در ضمن لازم بیاد آوری است که پیش از این نیز قلعه ی روستا در بهمن ما سال پیش 1390

در همایش سراسری قشم مطرح شد و مورد تایید شورای سیاستگذاری ثبت قرار گرفت و جزو

آثار ملی کشور به ثبت رسیده بود  . . .

نخل گردانی روز عاشورا ی دولت آباد

نخل گردانی روستا در جشنواره برترینهای کشور

نخل گردانی روز عاشورا ی دولت آباد کاندیدای حضور در جشنواره برترین آیینهای مذهبی کشور در استان گیلان گردید.

به لطف خدا و همت اهالی روستای دولت آباد برای استمرار و شکوه 100 سال اجرا و حمل نخل در دهه ی محرم و روز عاشورا ، مراسم نخل گردانی این روستا کاندیدای حضور در جشنواره ی برترین آیینهای مذهبی ایران گردید و مراحل تهیه ی مستندات ، عکسها و فیلمهای مربوطه توسط میراٍث فرهنگی در دست اقدام می باشد.

امید که با حضور پررنگ و لطف خدا افتخار دیگیر نصیب همشهریان عزیز گشته و نام دولت آباد بار دیگر              در کشور و در میان برترینهای مراسم آیینهای مذهبی ثبت گردد... تا یاد و زحمات پدران و اجداد گذشته   گرامی داشته باشد.

... و روستایی که نامش دولت آباد است .
 کیلومتر 50 جاده ی قم اصفهان با قدمتی به طول 480 سال.
در چارگوشه ی خود اراک . قم . محلات . اصفهان را دارد.

روستایی در یک قلعه ی تاریخی. تنها قلعه باستانی و مسکونی در ایران.
با دیوارهایی بلند و برجهایی در چهار گوشه و چهار ضلع آن که هنوز بوی تفنگ و باروت           
و صدایاسبان سربازان 300 و 400 سال پیش شاهان را به ذهن و روح آدم می آورد .

آری اینجا دولت آباد است . نیست ؟

و به همین بهانه دوباره یادمان می آید در گذشته های دور
شبهای گله. نان پزی در تنور. گور ماستهای تابستون. شنا در رودخانه و گردو کمری . گردو خال مصومه آه .
تاسوعا و شصت سال شبهای تاسوعا هر شب در دل تاریکی با پای پیاده مسیر دو کیلومتری دولت اباد تا امامزاده ساریه خاتون را رفتن. روز عاشورا. مراسم نخل بردن و نخل گردانی .

بیست سال سر جوب رفتن و جوب روفتن.
دشتاقون. مو یورای برنجی. گذنبر. کلچمنی. دشت خونگرد. بوش کارومسرا ( کاروانسرا). محله بیخ. محله چارمالی. باغ کنا . دم آسیو . لاشور بالایی. لاشور پایینی. زیر قلعه. پشت آسیو. خرمن کوبیای تابستون. تراکتور حاج حسن. زمینهای دره. آه ... خدای من. بوی یونجه ها. شبدرا. جالیزکاریا . خرسواری پیرمردا با خورجینای    پر از هندونه.

هفتاد و دو پروانه . پروانه ی فرزانه. رفتند چو مستانه









یادها و خاطره ها از دولت اباد

یادها و خاطره ها  و سکوت و ..

خدا را دوست بدار .حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او برسی......!



برایم بنویسید . و بدانید این خط من از کاغذ . هم پاک شود روزی .. . این جسم من از خاک است . هم خاک شود روزی . آنان که که مرا دانند .چون خط مرا خوانند .شاید که به حال من .. غمناک شوند روزی ...  دوستتان دارم آهای دوستان و همدردهای این روزهای خاکستری . مرا بیاد آورید و بنگارید برای من. که من  و تو از یک خاکیم.
مرا بشناسانید به دیگران تا ببینند گذشتگان ما را و وطن ، این میراث عزیز را.
در گذشت حاج غلامرضا کدخدازاده را تسلیت میگویم و از شما میخواهم وب سایت را به همه معرفی تا بازدید نمایند. و هر گونه داستان . خاطره و یا عکسی دارن برای من ایمیل کنند تا با نام خود در سایت منتشر گردد.ایمیل من : a_baghere20@yahoo.com  / و یا به سامانه ی پیامک اس ام اس نمایید. شماره ی سامانه 30002240004321

تابستان. ماه رمضان . و یادش بخیر گذشته های ابادی


تابستان. ماه رمضان . و یادش بخیر گذشته های آبادی

ماه رمضان رسیده و حلول این ماه با برکت رو برای همه ی اهالی روستا و همشهریان خوبم پر از برکت و بخشش ارزو میکنم و یادش بخیر روزهای ماه رمضان در سالها پیش در چنین ماه و فصلی . آن زمان که کوچکتر بودیم و شبهای ماه رمضان در مسجد آبادی . زردآلوهای چیده شده از باغات و میوه های و گوره ماستهای سحری ننه ها کنار خانواده . هی . هی . هی . باور کنید دارم آه میکشم و خیره به صفحه ی کامپیوتر به سکوت عجیبی فرو رفته ام.میگویند هر سی سال یک بار ماه رمضان به همان فصل و ماه سی سال پیش میرسه . یعنی سی سال و اندی از عمر ما گذشت . گذشت. خدایا ما رو عاقبت به خیر کن که درمانده ایم در شکرگذاریت.

..... تابستان که میشد کوچک و بزرگ به سمت رودخونه و گردو کمری و یا گردو خال مصومه !! سرازیر میشدیم. ماهیگیری ... شنا ... گرما زدگی .. درو کردن ... خرمن کوبیدن .. اوووه چه روزگار پر کاری ... و از همه جالب تر میش چینی و میش شوری تو رودخونه... یادش بخیر ......

شستن گوسفندها و چیدن پشم آنها در سال 1369. حدس بزنید آدمهای داخل عکس چه کسانی هستند؟ حدس بزنید و جایزه بگیرید .

راستی تازگی با خبر شدیم محمد وفایی نوه خال شاه صنم علیمردانی نیز به رحمت خدا رفت و به خانواده ی ایشان تسلیت میگوییم . خداوند در این ماه مبارک او را بیامرزد.

چند گانه هایی برای این روزها . . . .


چند گانه هایی برای این روزهای پر از دلتنگی من و روستا .  .
 
قبل از شروع :
سامانه ی پیامک دولت آباد راه اندازی گردید. لطفا این شماره را 30002240004321 بنام (دولت آباد) در گوشی موبایل خود SAVE (ثبت) کنید. و از این پس منتظر اخبار شاد ، اعلام مراسمهای ترحیم و یا ختم و موارد دیگر در خصوص روستا و مردم باشید.
لطفا در صورت نیاز به اطلاع رسانی هر خبری به همه ی همشهریان خود در سراسر کشور ابتدا آن خبر را با شماره موبایل 09123513261 به نام باقری ارسال کنید تا اینجانب آن را از طریق سامانه به اطلاع مردم برسانم . در ضمن میتوانید پاسخ پیامکهای ارسالی را نیز از طریق همان شماره پیامک بفرستید.
 

@ 1 . بوی بهار می اید . بوی عیدی . مثل تکرار هر سال چند روزي نيستم ( شايد )! ، نشاني مرا از گلهاي آفتابگردان کنار جاده ها بپرسيد ! ديگر نفسي نمانده و نه راهي ديگر ... دوباره به پايان ميرسيم و دوباره آغاز يك شروع !مسافر بي روح « زمستان » بار سفر را بسته و طراوت بهار جايش را ميگيرد. به همين سادگي ! و پشت سرمان جز آهي و افسوسي نمي بينيم ، هر روزمان بايد بهتر از ديروزمان مي بود . بود ؟باور كنيم تنها « لبخند » است كه مي ماند و ياد خويشان و دوستان . دريغ نكنيم لبخند را تا دلهامان هميشه بهاري بماند.

@ 2 . غریب بودن و غریب مردن. ! روزگاری بود که اسفند در روستای دولت اباد حال و هوای دیگری داشت. ننه جون و اقاجون ها منتظر پسرها و دخترهای خود بودند تا با بچه هایشان به دیدار آنها بیایند . شیرینی خوران . بوی سبزه ها . شبدرها و باغات و لباسهای نو .. کجاست رویای ما در دهه ی 60 و 70 . باغهای سرسبز و جوی آب و .... پول بازی جلوی درب قلعه  . قاب بازی حسن آقا ( حسن رمونلی  ( منظور رحمانعلی) . مسابقات فوتبال بین روستاها و پداران و مادران که بسیاری از آنها اکنون در میان ما نیستند .

@ 3 . نمیدانم چرا دارم گریه میکنم . تنها نشسته ام در بعد از ظهر غمکین روز جمعه . تازه از دهات برگشتم و در طول مسیر برگشت فقط افسوس بود و سکوت و یاد گذشته ها... عکس روی دیوار ( اعلامیه ی ترحیم حاج اسماعیل گل بست ( کدخدازاده ) خداوند رحمت کند او را و همسرش را. نمیدانم در طول این چند سال تنهایی و بدون همسر چگونه روزگار میگذرانده . کمتر فرزندانش رو در روستا میدیدم. رفت . برای همیشه . و حالا خانه ای خلوت تر از همیشه . !!! خدای من چه کسی میتواند کاری بکند . .. چاره چیست . باید زیست. حالا بوی عید می اید. بوی سبزه . مادرم دیروز ده تا سبزه گذاشته بود . شب جمعه بود و یاد دخترش و من یاد پدرم و خواهرم. . سکوت و بغض . خدایا همه را رحمت کن و مهربانی را بیشتر و گذشت را در دل مردم بیشتر تر.


 @ 4. یکسال پیش در چنین روزی بودند عزیزانی از اهالی روستا و اقوام ما ، که این روزها نیستند در میان ما و شاید یکسال بعد در چنین روزهایی ما یا کسان دیگری نباشیم . خدایا ارحم عبدک الضعیف .  خدایا مسافران خاک را مورد مغفرت خود قرار بده . : یادمانی برای : مرحوم حاج اسماعیل گل بست .به نظرم بسیار تنها بود . مرحوم حاج هیبت الله علیمردانی . روحش شاد . مرحومه ملکه باقری ، مادر مهربان .مرحوم میرزا بابا علیمردانی .مرحومه فاطمه جان زن اسدالله نیک فکر خدا بیامرز.  مرحوم حاج حسن راهجردی . مرحوم آم مشهدی حبیب باقری . مرحومه زهرا کدخدازاده . مرحومه منصوره نجفی  . مرحوم اصغر حاج سیف الله . مرحومه خاله منصوره علیمردانی .



@ 5. و آنان که رفته اند و نیستند در دورترهای نزدیک مرحوم حاج سلطان علی حاج باقری پدر خودم پسر ملا محمد و حاج باقر ( تعزیه خوان بزرگ و مرد با سواد قدیم ) . مرحوم حاج خیرالله کدخدازاده ( مرد شاد و شوخ طبع و با نشاط). مرحوم کربلایی محمد احمدی . مرحومه مش خدیجه قاسمی و مشد علیرضا کدخدازاده . مرحومه مشهدی رحمت احمدی همسر حاج حسن تراکتوری . مرحوم مش ذبیح الله عبداللهی خدا بیامرز . اوووووه .... مرحومه خال فاطمه سراجی همسر حسن خاله ماهی . مرحوم مش محمد کدخدازاده و همسرش که گریه ی اون سر قبر همسرش و اشکاش هیچ وقت از یادم نمیره . مرحوم حاج ابراهیم ژاندارم کدخدازاده ،(چقدر بچه بودیم ازش میترسیدیم اما خدایی سرش به کار خودش بود خدا بیامرزدش). مرحوم مشهدی حسین لاله (علیمردانی) خدا رحمتش کنه چه باغ انگور خوبی داشت . آه . نفسم بالا نمیاد . مرحوم شیخ رضا . شیخ رضا سلطانی مرد نهج البلاغه کجایی که یادت بخیر ، ( دیگه گله گوسفندی هم نیست که ظهرها دم درخت توت شیخ رضا بخوابه و یادش با درخت تکرار بشه. مرحومه معصوم کدخدازاده زن مش غریب رضا امیری. مرحومه گل بست ، خانم با وقار ( چقدر خوشه جو کمکش میکردم جمع میکرد . مرحومه شاه صنم . شاه صنم . مرحومه خاله منور همسر حاج محمد علی همسایه ی خوب ما. مرحوم مش فتح الله کدخدازاده. . مرحومه فاطمه زن شااسماعیل ( یک زن زحمتکش که تا یادم میاد در حال فعالیت و علف چینی بود و بهش میگفتم خاله مواظب کمرت باش ) . مرحوم حاج ابوالحسن کدخدازاده  و همسرش ( چقدر براش خرمن کوبیدیم. خدایا هی.... مرحومه خاله نزاکت کدخدازاده ( همیشه به من میگفت قرآنبخون . آفرین که معلم شدی ). مرحوم کدخدای بزرگ مشهدی غریب رضا و همسرش فاطمه کدخدازاده .مرحوم آم مسلم کجایی ( یادت بخیر شبای محرم تو مسجد تا وارد میشدی میگفتی محمدیا صلوات ) و همسرش . مرحوم آق اسماعیل شیرازی ( یاد تسبیحت بخیر ، تکیه کلامش نیا کن بود ( نگاه). چه نیسانی داشت .  مرحومه خال زیور مهربون همسر حاج نعمت الله . مرحومه مشد ایران.( کجایی ببینی پسر وضعش توپ شده ). مرحوم حاج حسین سراجی و همسرش خال معصومه علیمردانی که روحش شاد باشه .( چقدر برای من کره و تخم مرغ میاورد ). مرحومه حاج خانم و خیرالله همسرش . مرحوم غلامرضا کدخدازاده و همسرش خال بگم جان . مرحوم حاج میرزا بابا کدخدازاده . مرحومه مش بتول علیمردانی . و و و و  مرحوم ملا خانعلی وشاه نمتی(نعمت ا... کدخدازاده)و همسرش دد بی بی و عام نوراقا علیمردانی و مشهدی علی بابا و همسرش خاله صغرا  ......... آه ....... شاید روزی به سراغ هم آییم که نیستیم . نیستیم ...   اللهم الدخل علی اهل القبور السرور . .   

@ 6 . انتخابات تمام شده . حاج علی بنایی نماینده ی سابق که وعده ی پیگیری آب روستا را داده بود از رسیدن به مجلس ناکام ماند و تلاشهای ما نیز هیچ .. هیچ.  خب بحمدالله روستا در بهمن ماه 90 دارای گاز شد و بخاریها هستند که به جای دلها ، دیوارها و اتاقهای خالی را گرم میکنند. !! و شاید تک پدر بزرگ یا مادر بزرگهایی که در دوران کهولت دارند گرم میشوند و با ارامش و اطمینان از اب گرم ابگرمکنهای گازی تن را نیز با اب گرم ، جانی دوباره میبخشند. دوست دارم همیشه از شادی بگویم و امید به روزهای در پیش رو . خاطره ها و یاد گذشتگان اما نمیگذارد. .. آهای دوستان . پسران . دختران نوه ها و همه . ، امروز تا کسی هست بیایید با یک شاخه گلی شادش کنید ، فردا که نیست ، تاج گل  نیز سودی ندارد. ( این جمله ای بود که همیشه عزت الله حسن ابادی که خدایش بیامرزد در تمام مراسمهای ختم روستا تکرار میکرد . ..
 
 @ 7. راستی بد نیست که آنها که وکیل مردم قم در مجلس نهم شدند را بهتر بدانید :سه نماینده استان قم که عهده دار وکالت مردم در خانه ملت هستند، مشخص شدند.
  درحوزه انتخابیه قم؛ 1 . علی اردشیر لاریجانی با کسب 270/382  رای؛ 2 .  رضا آشتیانی عراقی با کسب 164/219 رای و 3. احمد امیر آبادی فراهانی با کسب 147/765  رای از مجموع 414/865 رای به عنوان نمایندگان این استان انتخاب شدند.
 لاریجانی، علی بنایی، رضا آشتیانی عراقی نمایندگی مردم استان قم را در مجلس هشتم بر عهده دارند.

ادامه نوشته

ثبت قلعه دولت آباد در فهرست میراث فرهنگی


ثبت قلعه دولت آباد در فهرست میراث فرهنگی 

ایران زمین : شورای سیاستگذاری ثبت ، قلعه ی روستای دولت آباد بخش سلفچگان استان قم را به فهرست میراث فرهنگی کشور افزود .

به گزارش میراث آریا ، به همت اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان قم ، ثبت قلعه روستای دولت آباد که در بخش سلفچگان قم قرار دارد در همایش سراسری قشم مطرح شد و مورد تایید شورای سیاستگذاری ثبت قرار گرفت.

بر اساس این گزارش ، قلعه روستای دولت اباد یکی از آثار به جای مانده از دوره قاجار است که به صورت حصار روستا را در بر گرفته است و با وجود دروازه ، برج نگهبانی و ویژگی منحصر به فرد معماریش یکی از آثار ارزشمند استان قم به شمار می آید..

با ثبت این اثر اقدامات حفاظتی و مرمتی آن در برنامه های میراث فرهنگی استان قم قرار خواهد گرفت.

لازم به ذکر است پیش از این و با پیگیری تلفنی و حضوری اینجانب و دوستان دیگر در بازدیدهای نمایندگان استان قم در مجلس از روستا بارها این مهم مطرح و مورد درخواست قرار گرفته بود.

لیست روستاهای قم در ادامه ی مطلب عبارتند از:

ادامه نوشته

شش گانه ای برای این روزهایم


دولت آباد و محرم . شش گانه ای برای این روزهایم

1. باز محرم شد و باز شور و نوا و باز آش و غذا و باز وحدت و جمع رفقا . . . و باز من و عاشقانه هایم برای خواندن و باز ای طبلها بکوبید .. بر سینه ها و شانه ها زنجیر زنید . بر آل پیغمبر بگریید . شب تاسوعا و چهل سال نیمه شب مسیر دو کیلومتری روستای دولت آباد را تا امامزاده ی ساریه خاتون با دسته ی عزاداری زن و مرد روستا نوحه خوان پیاده بروی و برگردی. باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است. هر جا که بوده ام به شامگاه تاسوعا که میرسم میدانم عده ای در روستا منتظر من و دوستان من هستند تا مسجد را گرم کنیم با نوای حسین حسین. و شام نذری این شب و فردای تاسوعا و شب عاشورا و ظهر عاشورا و . . . . یادش به خیر سالهاست که میخوانم: هفتاد دو پروانه  . پروانه ی فرزانه . شمع رخ حق دیدند . رفتند چو مستانه . . و هر سال چند نسل از آنان که مرا دانند ، چون که مرا بینند ، این شعر مرا خوانند. خدایا چرا دلم گریه میخواهد. . دلم گرفته برای بسیاری که بودند و این سالها نیستند. برای پدرم. برای داییم . برای اقوام و بزرگان زن و مرد روستا که به رحمت خدا رفته اند . روحشان شاد .

2. عاشورا که میشود ، فرصت برای بسیاری فراهم است . تا خود را همراه و یاری رسان معرفی کنند و من امیدوارم که چنین باشد . شیخ علی بنایی که او را همیشه انسانی آرام و معتدل و دوستدار رفع مشکلات مراجعین خود دانسته ام و برایش احترام خاصی قائلم به اتفاق مهندس خوشنویسان رییس موسسه ی استاندار قم به روستای من آمدند و مردم به رسم ادب بسیار منتظر رسیدن آنها شدند و پذیرایی کردند به امیدی که نهر آب سالها خشکیده چون دل زخم خورده ی کشاورزان روستا به دستور و عنایات نماینده شهرشان در مجلس بودجه ای بیابد. نامه را نوشتم برایش. او نیز وعده داد و مردم منتظرند آقای بنایی . نکند که بوی انتخابات بیاید. ما تعریف شما را زیاد کرده ایم حاجی !


3. جوانان روستا از عاشقان ابوالفضل هستند از دوستداران یل ام البنین. عاشورا که میشود دسته های چندین روستا ( حسین آباد . فریدون اباد . نصرتیه . گلستانه . حسن اباد . دولت اباد به سمت امامزاده روستای ساریه خاتون ) پیاد و زنجیر زنان حرکت میکنند. و چه روزهای خاطره انگیز ی هستند برای من و اهالی آنجا.


4. بچه که بودیم بوی نان زردی شیرین خاله مرحمت ( خدایش بیامرزد) شیر داغ و کیک خاله فاطمه همسر مشهدی حسن خاله ماهی ( خدایش بیامرزد ) و چای داغ و خیرات و مشک آب همسایه ها و عاشقان سیدالشهدا و چوشی خوانی مشهدی امین آقا و مشهدی ابراهیم و بعد هم نوحه هایی که خودم میخواندم . یادش به خیر. این روزها سخت سکوتی مرا فراگرفته که سر انجام ما چه خواهد بود . چه قدر زود زمان میگذرد و سی سالگی و بعد از آن نیز میگذرد .

دولت آبادی که آباد نیست. کجاست؟


قلعه دولت اباد قم.دولت آبادی که آباد نیست. کجاست؟

روستا ، یعنی آبادی ، یعنی هوای تازه ، یعنی کار ، یعنی زندگی ، یعنی سادگی ، یعنی صداقت . یعنی خاطره ، یعنی وطن و خاک . یعنی بوی مادر . بوی پدر . یعنی آبا و اجداد .

و روستایی که نامش دولت آباد است یعنی از دولت سر اهالیش ، مردمانش و ... باید که آبادتر باشد باید که حفظ شود. .. اینجا دولت آباد است . کیلومتر 50 جاده ی قم اصفهان . در چارگوشه ی خود اراک . قم . محلات . اصفهان را دارد.

و مردمانی سخت کوش که عمر خود را برای کار و تلاش گذاشتند و اکنون در زمستان 1390 شاید در خانه هایشان سرخی شعله های گازی که سالها در 5 کیلومتری آنها یکی از مهمترین ایستگاهها ی گاز کشور میباشد را ببینند و اندک کهنسالانی که مانده اند لااقل حسرت بر دل نمانند. !!!!!!!

آری اینجا دولت آباد است . نیست ؟

عکس : عبدالله باقری

نمایی از سر در ورودی مسجد روستای دولت آباد نیزار قم . بنای از سال 1320 و به قدمت 70 سال. مسجد هم دیگر اباد نیست ، حداقل ظاهرش . باطنش اما هنوز بوی جاجیم مادران را میدهد . بوی آتش غذاهای نذری . بوی التماسها و نیایشها و گریه ها. بوی خاطره ها. یادش بخیر. چقدر در این جا نوحه خواندم و قران تلاوت کردم . سالهای دور . سالهای کودکی و نوجوانی و شبهای ماه رمضان و قرآن خواندنهای ما برای بزرگترها. و حالا ........ اندوه و افسوس که همه رفته اند و افسوس بر ما که فرصت را غنیمت نشماردیم. ...................... و در ادامه ی مطلب اسامی تمام روستاهای بخش سلفچگان.

          شهر سلفچگان                 

    بخش سلفچگان به مركزيت شهر سلفچگان در مركز  ايران و در محدوده جغرافيائي استان قم قرار گرفته است. اين بخش داراي يك نقطه شهري و چهل روستا مي باشد

بر اساس آمار رسمي شهر سلفچگان پذيراي ۳۰۰۰ نفر و بخش سلفچگان نيز ميزبان 15000 نفر از بهترين مردان و زنان اين سرزمين مي باشد. 90 درصد از مردم اين بخش با سوادند كه نشان از فرهنگ بالاي مردم اين منطقه دارد.

در اهميت استراتژيك اين بخش مي توان به قرار گرفتن بر سر شاهراه ارتباطي ۱۷ استان كشور، حضور فعال دو منطقه بزرگ صنعتي و اقتصادي (منطقه ويژه اقتصادي - شهرك صنعتي سلفچگان) و تردد ماهانه دو ميليون خودرو از اين شهر و ... اشاره كرد.

                 روستاهاي تابعه بخش سلفچگان (به ترتيب حروف الفبا):

اسلام آباد. الله قليباباچنار . باغ يك . بشارت آباد . تاج خاتون . جنداب . چاله گنبد

چاهك . چشمه علي . حاجي آباد نيزار . حسن آباد . حسين آباد . حصار سرخ . خديجه خاتون

خرم آباد . خلج آباد . دولت آباد . ديزيجان . راهجرد . زواريان . ساريه خاتون . سنجگان . شوراب

طايقان. طلاب . علي آباد نيزار . عنايت بيگ . فتح آباد . فريدون آباد . قاضي سفلي . قاضي عليا

قره سو . قلعه چم . گلستانه . مجيد آباد . محمد بيگ . نصرتيه . ني‌چه . نيزار . يكه باغ

            سلفچگان داراي دو دهستان راهجرد و نيزار است.

          مركز اين بخش شهر سلفچگان است .                      


ادامه نوشته